دانلود کتاب داستان خاطرات یک فاحشه+pdf

دانلود کتاب خاطرات روسپیان سودا زده من با فرمت  pdf و apk

دانلود کتاب خاطرات یک فاحشه با فرمت pdf و apk

کتاب ” خاطرات روسپیان سودا زده من” اثر گابریل گارسیا مارکز،. داستان در مورد پیرمرد ۹۰ ساله ایه که هنوز ازدواج نکرده و یک پای ثابت فاهشح خانه هاست. در آستانه ۹۰ سالگی عاشق دختری می شه که به تازگی به تن فروشی رو آورده.در صفحه اول کتاب می خونیم که “« در سالگرد نود سالگی ام خواستم شب عشق دیوانه وار را با نوجوانی باکره به خودم هدیه دهم. به یاد رزا کابارکاس افتادم؛ مالک یکخانه مخفی که عادت داشت هروقت دختر تازه ای به دستش میرسید آنرا به مشتریان خویش اطلاع دهد. هچ وقت به او و به هیچکدام از پیشنهادهای وسوسه انگیز و بی شرمانه اش تن در نداده بودم، اما او اصولی را که من به آنها اعتقاد داشتم قبول نداشت و با لبخندی موذیانه میگفت: اخلاقیات هم بستگی به زمان داره، خواهی دید. » خودم هم مطمئن نیستم ولی فکر می کنم آقای گابریل گارسیا مارکز از طرفداری حافظ باشه و مخصوصاً این شعرش
پیرانه سرم عشــــق جوانی به سر افتاد        
وان راز کــــــه در دل بنهفتــــم به درافتاد
از راه نظــــر مــرغ دلــــم گشت هــواگیر        
ای دیـــــده نگه کن که به دام که درافتاد
دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم        
چون نافه بسی خون دلم در جـــگر افتاد

به دستور کار گذار تعیین مصادیق محتوای مجرمانه لینک دانلود حذف شد . با عرض پوزش

زندگینامه گابریل گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز
نویسنده و ناشر کلمبیایی (۱۹۲۸)

ویرایش : مریم فودازی

“گابریل جوسی گارسیا مارکز” در ششم مارس ۱۹۲۸ در دهکده ی “آراکاتاکا” در منطقه ی “سانتامارا” در کلمبیا به دنیا آمد. از آنجا که پدر و مادر مارکز، فقیر و در پی تامین معاش بودند، پدر بزرگش طبق سنت رایج آن زمان، مسئولیت پرورش او را بر عهده گرفت. وی در بین مردم کشورهای “آمریکای لاتین” با نام “گابیتو” به معنای “گابریل کوچک” مشهور است.
گابریل شیفته ی همنشینی و گفتگو با پدربزرگ و داستان‌های خرافاتی مادر بزرگش شده بود. گذشته از سرهنگ و خودش، زنان دیگری هم حضور داشتند و گارسیا مارکز بعدها گفت که باورها و حرفهای آنها او را از اینکه تنها بر صندلی خانه‌شان بنشیند، می‌ترساند. بذر آینده ی شغلی‌‌ وی در جریان جنگهای داخلی و رویداد “کشتار موز”، معاشقه‌های پدر و مادرش، باورهای سرسختانه ی خرافی مادر خانواده، رفت و آمد عمه‌های کهنسال و دختران نامشروع [ =ناروای ] پدربزرگ کاشته شد. گارسیا مارکز نوشت:
“احساس می‌کنم که همه ی نوشته‌هایم، درباره ی تجربه های من از اجدادم است.”
زمانی که او هشت ساله بود، پدربزرگش درگذشت. نابینایی مادر بزرگش هم روز به روز بیشتر می‌شد و از این رو، به “سوکری” رفت تا با خانواده ی خود زندگی کند؛ جایی که پدرش به عنوان یک داروساز سرگرم کار بود.
پس از ورودش به “سوکری”، تحصیلات رسمی‌ خود را آغاز کرد. او به پانسیون شبانه روزی در “بارانونکیولا”، شهر بندری در دهانه ی رودخانه ی “ماگدالنا” فرستاده شد. در آنجا به عنوان پسری سر به زیر که شعرهای خنده دار می‌گفت و کاریکاتور هم می‌کشید، مشهور شد. اگرچه مارکز تنومند و ورزشکار نبود، بسیار جدی برخورد می کرد و همین امر باعث شد همکلاسی هایش او را “پیرمرد” نام نهند.
در سال ۱۹۴۰ و در سن دوازده سالگی موفق شد بورس تحصیلی‌ مدرسه‌ای را که برای دانش آموزان با استعداد در نظر گرفته شده بود، به دست آورد. مدرسه ی ‌”لیکئو ناکیونال” را “یسوعیون”[*] اداره می کردند و در شهر “زیپاکیورا” در سی مایلی جنوب “بوگوتا” قرار داشت. سفرش یک هفته‌ بیشتر به درازا نکشید و بازگشت؛ “بوگوتا” را دوست نداشت. نخستین حضورش در پایتخت کلمبیا، او را دلتنگ و غمگین ساخت، اما تجربه های وی به تثبیت [ =برجای داشتن ] شخصیت اش کمک کرد.
مارکز در سال ۱۹۴۱ نخستین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که ویژه ی شاگردان دبیرستانی بود، منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ در دانشگاه “بوگوتا” به تحصیل در رشته حقوق پرداخت.
مانند بسیاری از نویسندگان دیگر که دانشگاه را تجربه کردند و آن را کوچک شمردند، گارسیا مارکز نیز متوجه شد که علاقه‌ای به مطالعه در رشته ی دانشگاهی‌ ندارد و تبدیل به کسی شده که کاری را بر حسب وظیفه و اجبار انجام می‌دهد. به این ترتیب، دوران سرگردانی او آغاز شد؛ کلاسهایش را نادیده گرفت و از خودش و درسهایش غفلت کرد، سوار تراموای شهری می‌شد و به جای خواندن حقوق، شعر می‌خواند.
در غذاخوریهای ارزان غذا می‌خورد، سیگار می کشید و همدم و همنشین همه ی چیزهای مشکوک و مظنون آن زمان از جمله ادبیات سوسیالیستی، هنرمندان گرسنه و روزنامه نگاران آتشین و جوان شد. اما از همه مهمتر روزی بود که آن کتاب کوچک را خواند؛ زندگیش دگرگون شد و همه ی خطوط سرنوشت در دستانش، در یک نقطه متمرکز شدند. با خواندن کتابی از “کافکا” با نام “مسخ” که او را زیر و رو کرد، مارکز جوان آگاه شد که ضرورت ندارد ادبیات از یک خط سیر مستقیم داستانی، طرحی روشن و یک موضوع همیشگی و کهن پیروی کند. او در این ارتباط بیان می دارد:
“گمان نمی‌کردم کسی این اجازه را داشته باشد که چیزهایی مانند مسخ را بنویسد. اگر می دانستم، مدتها پیش از این شروع به نوشتن می‌کردم.”
“برایم آواز برخاسته از کافکا همسو با نجواهای مادربزرگم بود؛ مادربزرگم هنگام داستان سرایی عادت داشت ماجراجویانه ترین چیزها را با حقیقی‌ترین صداهای ممکن بیان کند.”
این نخستین نکته‌ای بود که او از خواندن ادبیات به آن پی برد. از این پس، با آزمندی تمام شروع به خواندن کرد و هر چه را که به دستش می‌رسید، می‌بلعید. او نوشتن داستان را آغاز کرد و در کمال شگفتی،‌ نخستین داستانش با نام “سومین استعفا”، در سال ۱۹۴۶، در روزنامه میانه‌رو “ال بوگوتا” منتشر شد. به این ترتیب، گارسیا مارکز وارد دوران خلاقیتش گردید و در سالهای بعد، بیش از ده داستان برای روزنامه نوشت.
در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان “صد سال ‌تنهایی” کرد و آن را در سال ۱۹۶۸ به پایان رساند که به باور بیشتر منتقدان، شاهکار او به شمار می‌رود. در سال۱۹۸۲، کمیته ی انتخاب جایزه ی نوبل ادبیات در کشور سوئد، به اتفاق آرا، رمان “صد سال تنهایی” را شایسته ی دریافت جایزه شناخت و این جایزه به مارکز داده شد. در پی آشنایی بهمن فرزانه – مترجم ایرانی مقیم ایتالیا- با مارکز، رمان “صد سال تنهایی” به زبان فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد. این رمان پیش از انقلاب ۱۳۵۷شمسی در ایران بارها تجدید چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت، اما اکنون نزدیک به سی سال است که منتشر نشده است. مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی “رئالیسم جادویی” است؛ اگرچه تمام آثارش را نمی ‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد. با وجود این، منتقدان با تمرکز بر آثار او، نام “رئالیسم جادویی” را بر آن نهادند؛ نامی که او هرگز نپذیرفته است.
هم اکنون، مارکز از نام آورترین نویسندگان جهان است. او تدریس می‌کند و و با اقامت در “مکزیکو سیتی”، “کارتاگنا”، “کیورناواسا”، “پاریس” و “بارانکبولیا” به فعالیتهای سیاسی‌ و فرهنگی می پردازد. او دهه ی‌ ۱۹۹۰ را با انتشار رمان “ژنرال در هزارتوی خود” به پایان رساند و دو سال پس از آن هم رمان “زائر غریب” را نوشت.
او در سال ۱۹۹۴ داستانهای اخیرش را در کتاب “عشق و شیاطین دیگر” منتشر کرد. این سیر در ۱۹۹۶ با انتشار “گزارش یک آدم ربایی” ادامه یافت. کتاب اخیر اثر روزنامه نگارانه‌ای بود که دربرگیرنده ی جزییات شگرفی از تجربه های بی‌رحمانه ی مواد مخدر در کلمبیا است. این بازگشت به فعالیتهای روزنامه نگاری در ۱۹۹۹ با خرید پُر کش و قوس امتیاز نشریه ی “کامبیو” پابرجا ماند. این نشریه ابزاری برای گارسیا مارکز شد تا به اصل خویش بازگردد. امروز “کامبیو ” پیشگام سیر پیشرفت مطبوعات کلمبیا است.
متاسفانه در ۱۹۹۹بیماری سرطان لنفاوی گارسیا مارکز تشخیص داده شد و تا به امروز، تحت رژیم درمانی و غذایی ویژه ای قرار دارد.
وی در سال ۱۹۹۹، “مرد سال آمریکای لاتین” شناخته شد و در سال ۲۰۰۰، مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا از سوی مارکز بودند که او آن را رد کرد.
مارکز در کنار داستانهایش،‌ نوشتن خاطرات را در دستور کار خود قرار داده است. نخستین جلد از رمان او با نام “زیستن برای بازگفتن” در سال ۲۰۰۱ منتشر شد که بی درنگ در نخستین چاپ خود در امریکای لاتین به فروش رفت و نخستین جلد از این اثر، تبدیل به پرفروش ترین کتاب کشورهای اسپانیایی زبان شد. نخستین جلد از این کتاب تا سال ۱۹۵۵ را تحت پوشش قرار می‌دهد و بنابر قول و برنامه ریزی مارکز، جلد دوم آن بر روی “صد سال تنهایی” متمرکز شده است.

آثار مارکز به زبان فارسی
– طوفان برگ
– پاییز پدرسالار
– کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد
– زائران غریب
– ماجرای ارندیرا و مادربزرگ سنگدلش (داستان کوتاه)
– سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی
– زیستن برای بازگفتن، انتشارات کاروان
– صد سال تنهایی (به اسپانیایی: Cien años de soledad)
– از عشق و شیاطین دیگر
– عشق سالهای وبا
– ساعت نحس
– خانه ی بزرگ
– وقایع‌نگاری یک قتل از پیش اعلام شده
– ژنرال در هزارتوی خویش
– بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
– یادبود دلبرکان غمگین من (به اسپانیایی: Memoria de mis putas tristes)
– یادداشت های روزهای تنهایی

******

کتاب ” خاطرات روسپیان سودا زده من” اثر گابریل گارسیا مارکز، آخرین کتابیه که خوندم. این نویسنده خیلی معروف تر از اونه که بخوام در موردش حرفی بزنم ولی بازاگه دوست دارین بیشتر با این نویسنده آشنا بشین به این جا سری بزنین. داستان در مورد پیرمرد ۹۰ ساله ایه که هنوز ازدواج نکرده و یک پای ثابت فاهشح خانه هاست. در آستانه ۹۰ سالگی عاشق دختری می شه که به تازگی به تن فروشی رو آورده.در صفحه اول کتاب می خونیم که “« در سالگرد نود سالگی ام خواستم شب عشق دیوانه وار را با نوجوانی باکره به خودم هدیه دهم. به یاد رزا کابارکاس افتادم؛ مالک یکخانه مخفی که عادت داشت هروقت دختر تازه ای به دستش میرسید آنرا به مشتریان خویش اطلاع دهد. هچ وقت به او و به هیچکدام از پیشنهادهای وسوسه انگیز و بی شرمانه اش تن در نداده بودم، اما او اصولی را که من به آنها اعتقاد داشتم قبول نداشت و با لبخندی موذیانه میگفت: اخلاقیات هم بستگی به زمان داره، خواهی دید. » خودم هم مطمئن نیستم ولی فکر می کنم آقای گابریل گارسیا مارکز از طرفداری حافظ باشه و مخصوصاً این شعرش
پیرانه سرم عشــــق جوانی به سر افتاد        
وان راز کــــــه در دل بنهفتــــم به درافتاد
از راه نظــــر مــرغ دلــــم گشت هــواگیر        
ای دیـــــده نگه کن که به دام که درافتاد
دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم        
چون نافه بسی خون دلم در جـــگر افتاد

کتاب ” خاطرات روسپیان سودا زده من” اثر گابریل گارسیا مارکز، آخرین کتابیه که خوندم. این نویسنده خیلی معروف تر از اونه که بخوام در موردش حرفی بزنم ولی بازاگه دوست دارین بیشتر با این نویسنده آشنا بشین به این جا سری بزنین. داستان در مورد پیرمرد ۹۰ ساله ایه که هنوز ازدواج نکرده و یک پای ثابت فاهشح خانه هاست. در آستانه ۹۰ سالگی عاشق دختری می شه که به تازگی به تن فروشی رو آورده.در صفحه اول کتاب می خونیم که “« در سالگرد نود سالگی ام خواستم شب عشق دیوانه وار را با نوجوانی باکره به خودم هدیه دهم. به یاد رزا کابارکاس افتادم؛ مالک یکخانه مخفی که عادت داشت هروقت دختر تازه ای به دستش میرسید آنرا به مشتریان خویش اطلاع دهد. هچ وقت به او و به هیچکدام از پیشنهادهای وسوسه انگیز و بی شرمانه اش تن در نداده بودم، اما او اصولی را که من به آنها اعتقاد داشتم قبول نداشت و با لبخندی موذیانه میگفت: اخلاقیات هم بستگی به زمان داره، خواهی دید. » خودم هم مطمئن نیستم ولی فکر می کنم آقای گابریل گارسیا مارکز از طرفداری حافظ باشه و مخصوصاً این شعرش
پیرانه سرم عشــــق جوانی به سر افتاد        
وان راز کــــــه در دل بنهفتــــم به درافتاد
از راه نظــــر مــرغ دلــــم گشت هــواگیر        
ای دیـــــده نگه کن که به دام که درافتاد
دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم        
چون نافه بسی خون دلم در جـــگر افتاد
دانلود PDF
دانلود کتاب صوتی
و یک خبر دست اول اینکه نامزدهای دوره‌ی دوازدهم جایزه‌ی ادبی «هوشنگ گلشیری» معرفی شدن. و نکته جالبی که دیدم اسم ” فلامک جنیدی ” به عنوان نامزد بخش مجموعه داستان (جایی به نام تاماساکو ) بود. مطمئن نیستم خانوم جنیدی، همون بازیگر کارهای طنزه یا کسه دیگه ایه
**
خاطرات یک گِیشا رمانی نوشته آرتور گلدن است که در سال ۱۹۹۷ برای نخستین بار به چاپ رسید.
رمان بر پایه خاطرات راستین یک زن ژاپنی که چندین سال گیشا بوده، نوشته شده‌است.
آرتور گلدن در خاطرات یک گیشا، دیدگاه نیتا سایوری در برابر زندگی و آدم‌ها را بازگو کرده‌است.
کتاب خاطرات یک گیشا داستان دو خواهر ژاپنی است که بعلت فقر به شخصی فروخته میشوند و داستان حول زندگی خواهر کوچکتر بنام سایوری است.  اینکه او را از کوچکی تربیت میکنند که در آینده یک گیشا شود ،  چیزی مثل ساقی یا مهماندار مردان که طی مراسمی خاص صورت میگیرد و نیاز به آموزش دارند. همه وقایعی که سایوری در درازای رمان از سر میگذراند به خاطر علاقه ای است که از نوجوانی به کسی به نام «رییس» دارد. سایوری متوجه عشق و دلبستگی زیادش به رئیس میشود. ولی در ادامه، آنچه که از رییس مشاهده میکند بی تفاوتی اش در برابر توجهات سایوری است. حال آن که در پایان داستان مشخص میشود که همگی کامیابی هایی که سایوری کسب کرده به پشتیبانی رییس بوده است و این عشق و دلبستگی یک سویه نبوده بلکه دلبستگی سوی دیگر را هم دربرگیرنده میشده است…
در آغاز این داستان، نیتا سایوری به توصیف رویاگونه خانه و محل زندگی‌شان می‌پردازد. خانه‌ای که او بر آن نام شنگولی را گذاشته است. در خلال توضیحات او خواننده متوجه سختی‌ها و دشواری‌های ویژه زندگی سایوری می‌شود. در حالی که وی تنها به جنبه‌های رویایی و گیرای آن دوره از زندگیش توجه دارد و آنسان که پیداست از سختی‌های آن غافل است. قطب منفی داستان، بیش از همه در منش «هاتسومومو» بازتاب یافته است. دشمنی کینه توزانه او در برابر سایوری حسی از انزجار را در خواننده ایجاد می‌کند و از همین نقطه بار دراماتیک داستان شکل می‌گیرد.ولی موضوعی که در این کتاب نگریستنی است، زندگی گیشاهای ژاپنی است. زندگی گیشاهای ژاپنی برای کسانی که همواره شایعات و اخبار پراکنده‌ای از زندگی آنها دریافت کرده اند، کنجکاوی‌های فراوانی را برانگیخته است، چرا که آداب و رسوم حاکم بر زندگی شخصی و اجتماعی این کسان دچار گونه‌ای حالت نظامی‌وار است که به هیچگونه همانند شغلشان نیست. در ژاپن تا چند دهه قبل این عده را از هنرمندان به شمار می‌آوردند و پافشاری ویژه‌ای بر حضور آنان در مراسم گوناگون سنتی و ملی داشتند، ولی کم کم در دوره کنونی از منزلت این کسان به گونه چشمگیری کاسته شده و در رده اشخاص حاشیه‌ای و پایین اجتماع دسته بندی می‌شوند.

بر پایه این کتاب فیلمی با همین نام در سال ۲۰۰۶ ساخته شد. استیون اسپیلبرگ از تهیه کنندگان این فیلم بود.

لینک دانلود خاطرات یک فاحشهPDF

۱۲۵ comments

  1. salam lotfan ketabe khaterate yek faeshe ro baram be emailam befrestid mamnon misham.

  2. با سلام لطفا کتاب را اگر برایتان مقدور هست به آدرس ایمیل بنده بفرستید با تشکر

  3. س.لطفا کتاب رو به ایمیلم بفرستسن ممنونم

  4. سلام اگه میشه رمان رو واسم ایمیل کنید

  5. لطفا رمان رو برام ایمیل کنید

  6. سلام لطفا رمان رو واسم میل کنید.

  7. لطفا رمان رو واسم میل کنید…

  8. سلام. لطفا رمان رو واسم میل کنید. ممنون

  9. لطفا کتاب رو به ایمیلم بفرستید
    ممنون از لطفتون

  10. سلام لطفا رمان رو واسم میل کنید.

  11. خواشا اگه امکانش هست واسم ایمیلش کنید
    باتشکر

  12. لطفا کتاب رو برام بفرستین

  13. سلام
    اگه کتاب رو براب ایمیل کنید ممنون میشم

  14. سلام
    میشه لطفا کتاب رو برای من هم ایمیل کنین

  15. با سلام. لطفا کتاب خاطرات یک فا…روبرام بفرستید.ممنونم

  16. کتاب خاطرات روسپیان و کتاب خاطرات یه فاحشه رو تو رو خدا برام بده عزیزم به ایمیلم.ممنون

  17. ممنون میشم اگه کتابو برام ایمیل کنین

  18. توروخدابرا منم بفرسین

  19. سلام
    لطفا کتاب را به ایمیلم بفرستید.

  20. من دانلود کردم از اینجا…اما پسورد میخواد, میشه بگید پسوردش چیه؟
    یا کلا از اول بذارید تو سایت ک چیه پسورد…

  21. مرسی از زحمتتون…اکا فایل پسورد میخواد
    میشه پسوورد این فایلو بذارید اینجا…
    بدون پسورد اخه به چه درد میخوره؟

  22. سلام میشه این کتابو به ایمیل ام بفرستید

  23. من از اینجا دانلود کردم کتابو,اما پسورد میخواد…میشه پسوردشم بگید؟

  24. میشه لطف کنین کتاب خاطرات یک فاحشه رو برای من هم ایمیل کنین

  25. میشه خواهش کنم برام میل کنید رمان رو

  26. لطفا برام ایمیل کنید ممنون

  27. سلام خسته نباشید
    میشه خطرات یک فاحشه را برایم میل کنید
    ممنون میشم

  28. سلام. ممنون از زحماتتون. میشه لطف کنید کتاب خاطرات یک فاحشه رو برام ایمیل کنید. با سپاس

  29. سلام اگه میشه رمان رو واسم ایمیل کنید

  30. سلام..میشه کتاب خاطرات یک فاحشه رو برام ایمیل کنید…ممنونم

  31. سلام.لطف می کنید کتاب برام میل کنید.مرسی

  32. باسلام لطفا کتاب را برایم ایمیل کنید ممنون

  33. رمان خاطرات یک فاحشه رو برام بفرسین مرسی

  34. لطفن این کتاب را به ایمیلم بفرستید

  35. سلام دوست عزیز ..لطف بفرما کتاب را برای اینجانت بفرست که یک دنیا دعای خیرت بفرمایم …اگر این کتاب به دستم نرسد تا جایی که بتوانم بد و بیراه خواهم گفت ….پس لطفا خود را از دعای خیر بنده محروم نفرمایید ….با تشکر و احترام بسیار دوست گرامی من

  36. سلام.ممنون میشم ک کتاب رو برای منم میل کنید.بی صبرانه منتظرم.تشکر

  37. سلام ممنون میشم کتاب را به ایمیلم ارسال کنید پیشاپیش از زحمات شما سپاسگذارم

  38. سلام اگه امکانش هست به ایمیلم بفرستین کتاب رو.ممنونم

  39. باسلام میخواستم اگه ممکنه کتاب خاطرات یک فاحشه رو برای منم ایمیل کنین.خیلی ممنون.

  40. باسلام میخواستم اگه ممکنه کتاب خاطرات یک فاحشه رو برای منم جیمیل کنین.خیلی ممنون

  41. ممنون میشم واسم بفرستین

  42. سلام,میشه لطفا پسوردشو بگین,اگه نمیشه خاهش میکنم واسه منم ایمیل کن,مرسی عزیزم

  43. توروخدا این رمان و بفرستید به ایمیلم

  44. Lutfan age momkene ketabe khaterate yek fahesha ro be e mailam befrestin

  45. لطفا اگه ممکنه کتاب خاطرات یک فاحشه رو به ایمیلم بفرستین…

  46. لطفا لینک apk کتابو به ایمیلم بفرسید
    متشکرم

  47. لطفا لینک apk کتابو به ایمیلم بفرسید
    متشکرم

  48. لطفا کتابو واسم ایمیل کنید.مرسی

  49. سلام مى شه پسووردشو بگید

  50. سلام میشه این کتاب را ( خاطرات یک فاحشه )برای من هم ایمیل کنید ممنون

  51. با سلام،

    لطفاً رمان فوق را برایم ایمیل فرمایید.

    با تشکر

  52. با سلام،

    لطفاً رمان فوق را برایم ایمیل فرمایید.

    با تشکر

  53. با تشکر از خاتون آنلاین. کتاب دانلود شد. داستان خوبی داره.

  54. سلام لطفا اگه میشه کتاب رو واسم ایمیل کنید

  55. چراهرکاری میکنم دانلود نمیشه؟

  56. سلام اگه میشه لطفا کتاب رو برام ایمیل کنید

  57. دانلود کردم ولی پسورد میخواد لطفا پسوردشم تو صفحه بذارین

  58. سلام بزرگواری کنید برای بنده هم ایمیل کنید.

  59. سلام میشه لطفا کتاب رو به ایمیل من بفرستین.

  60. سلام میشه برا منم بفرستینش ممنون میشم

  61. لطفا برای منم بفرستین ممنون

  62. سلام لطفا برام کتابو ایمیل کنید.

  63. سلام لطفا برام کتابو ایمیل کنید.

  64. اگه میشه برای منم بفرستید .!

  65. با سلام ممنون میشم کتاب برای بنده ارسال کنید.

  66. لطفاکتاب رو برام ایمیل کنید.ممنون

  67. لطفا کتاب رو برام ایمیل کنید.

  68. سلام.این کتاب پسوورد میخواد
    خواهشا برام ایمیل کنید یا پسووردش رو بدید

  69. لطفا رمان خاطرات یک فاحشه رو برام ایمیل کنید

  70. دلارام فروغی

    لینک دانلودش واسم میل شه لطفا

  71. لطفه به ایمیل بنده نیز بفرستید.مرسی از سایت خوبتون

  72. سلام لطفا خاطرات یک فاحشه رو برامنم جیمیل کنین ممنون ازسایت خوبتون

  73. منتظرم لطفا به جیمیلم بفرستید ممنون

  74. اگه امکانش هست لطفا این کتاب رو‌برای من ایمیل کنید

  75. سلام خواهش میکنم برا منم بفرستید
    parsajafari300@yahoo.com

  76. سلام
    اگه میشه کتاب خاطرات ی… برام میل کنین
    raminpc99@gmail.com

  77. با سلام
    لطفا اگه مقدور هست رمان رو برام میل کنید با تشکر

  78. سلام ممنون میشم خاطرات یک روسپی رو برام میل کنید

  79. سلام
    ممنون میشم اگه برا جیمیلم ارسالش کنید خیلی ممنون

  80. سلام میشه برا منم ایمیل کنید

  81. mojidex2532@gmail.com واس منم بفرستین تنکیو

  82. لطفن برای منم بفرستین

  83. منم میخام دوتاشو لطفففنننن

  84. ممنون میشم کتاب به من هم بفرستید

  85. من دانلود کردم ولی رمز میخواد به جیمیلم بفرستید خواهش

  86. سلام میشه کتاب خاطرات یک فاحشه رو برام ایمیل کنید؟؟ ممنون

  87. Mishe khaterate yek faheshe ro ba formate android befrestid b emaileam?
    Mamnun misham

  88. میشه واسه منم ایمیل کنید باسپاس

  89. سلام میشه به ایمیله منم بفرستید

  90. سلام دوست عزیز،اگه کتاب خاطرات یک فاحشه رو به ایمیلم بفرستی خیلی ممنون میشم

  91. سلام خسته نباشید
    من خیلی وقته دنبال کتاب خاطرات یک فاحشه هستم
    ممنون میشم اگر لطف کنید و به ایمیل من ارسال کنید.
    بازم تشکر از لطفتون.

  92. با سلام، لطفا کتاب خاطرات یک فاحشه رو برای من هم ایمیل کنید، ممنوت

  93. سلام لطفا کتاب را برایم ایمیل کنید

  94. ممکنه برام ایمیل کنید

  95. سلام لطفا برای منم میل کنید.ممنون

  96. سلام
    لطفا اگر مقدور می باشد برای منم ایمیل کنید.
    با سپاس فراوان از زحمات شما

  97. سلام
    لطفا اگه امکانش هست واسم بفرستید رمان رو.
    سپاس فراوان…

  98. میشه لطفا برای من ایمیلش کنید andia82002@gmail.com
    ممنون میشم

  99. سلام لطفا فرمت صوتی کتاب را برای من هم ایمیل کنید ممنون

  100. سلام.
    منم میخوام.لدفا برای منم بفرستین.

  101. سلام لطفا این کتاب رو برای من هم ایمیل کنین
    مرسی

  102. سلام ، دوست عزیز اگه امکانش هست این کتاب را برای من هم ایمیل کنید .

    با سپاس فراوان

  103. سلام ممنون میشم برای من هم کتاب رو ایمیل کنید

  104. لطفا واسم میل کنید

  105. بهرام خلافتی

    با سلام وتشکر فراوان من عضو شما بودم که بیماری ام مانع شد مدتی از شما وسایت گرم وخوبتان دور باشم با ارزوی موفقیت هر چه بیشتر یا علی ع

    • بهرام خلافتی

      سلام گرم خوشحالم که در کشورم شاهد زحمات انسانهای پر صلابت جای خالی کسانیکه بود ونبودشان حس نویشود کارهای فرهنگی انگیزه بالاونستوه بودن را میطلبد دعای من همیشه بدرقه راهتان خواهد بودشب خوبی داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *