قالب وردپرس شرکتی کوادکوپتر

آیا با شخصی که افسردگی دو قطبی داره میشه زندگی کرد ؟

آیا با شخصی که افسردگی دو قطبی داره میشه زندگی کرد ؟

 زندگی با بیمار دوقطبیاختلال دوقطبی و طلاقعشق در بیماران دوقطبی

اختلال دوقطبی و هوش-نحوه برخورد با افراد دوقطبی

سلام
از افرادی که افسردگی دو قطبی ( شیدایی ) یا ( مانیا ) دارند چیزی میدونید؟ آیا بیماری رو اخلاق و زندگیشون خیلی تاثیر داره؟ خواهشا اگر کسانی خودتون یا خانوادتون یا اطرافیانتون چنین بیماری داشتن یا دارند.
تجربه تون رو از زندگی کردن با اونا بگید؟ آیا اگه کسی با یه آقایی که مبتلا به این بیماری هست ازدواج کنه با وجود  بیماری میتونه خوشبخت بشه؟ یا یه ریسکه؟

پاسخ :

با عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی

دوست عزیز در خصوص اختلال دو قطبی بهتر است تحقیق كرده و اطلاعاتی بدست آورید.

در اختلال دو قطبی برخی مواقع فرد دچار افسردگی می شود و انرژی برای چیزی ندارد و برخی مواقع دچار دوره ای به اصطلاح “مانیا” می شود و انرژی مضاعف و بیش از حدی دارد.

در دوره های مانیا نیاز جنسی بالا می رود و در دوره های افسردگی ممكن است اصلا نزدیك شما هم نشود.

این اختلال معمولا قابل درمان نیست و فقط توسط دارو (به شرط استفاده پیوسته از دارو) می تواند تحت كنترل باشد.

ولی خب در زندگی با این فرد باید فداكاری های زیادی انجام دهید چرا كه یكی از عوامل تحت كنترل بودن این بیماری وجود شبكه حمایتی خانوادگی می باشد.

در خصوص اینكه قبل از ازدواج در مورد این بیماری به شما چیزی نگفته اند یكسری حقوق قانونی به شما می دهد كه در این خصوص هم می توانید با یك وكیل مشورت نمایید.

با این حال من توصیه می كنم در اینترنت یا از طریق كتاب ها اطلاعات كاملی از این اختلال به دست آورید.

پاسخ دهنده : سرکار خانم سمیه قاسم نژاد

تست اختلال دو قطبی-درمان دوقطبی با طب سنتی

ازدواج و بیماری شدید روانپزشکی

ازدواج سنت و نیازی است که افراد با انگیزه های مختلف به آن اقدام می کنند. سن ازدواج، زمان ازدواج، تهیه مقدمات ازدواج، شرایط شغلی و اجتماعی همگی از مواردی است که در تصمیم به ازدواج نقش موثری دارند.

در مورد ازدواج بیمار مبتلا به بیماری شدید روانپزشکی مانند اسکیزوفرنیا و بیماری دو قطبی نظرات و نگرش های مختلفی وجود دارد. پیش از پرداختن و حلاجی مسئله ازدواج بیمار مبتلا به بیماری شدید روانپزشکی، به چند اعتقاد و فکر غلط میپردازیم:

  1. ازدواج باعث بهبودی بیماری میشود

    . برخی اعتقاد دارند که فرزند بیمارشان ازدواج کند فشار روانی ناشی از تجرد کاهش یافته و فرد بهبود مییابد.

  1. رفع نیاز جنسی باعث بهبودی بیماری میشود

    . برخی فکر میکنند که با ازدواج و ارضاء نیاز جنسی، بیماری فروکشی میکند.

بهتر است بدانیم که “ازدواج” با همه منافع و فواید آن، با استرس و فشار روانی حتی برای هر زن و مرد سالم از روانی همراه است. بدیهی است برای کسی که به بیماری شدید روانپزشکی مبتلا است این فشار به مراتب بیشتر است. افزایش فشار روانی یکی از عواملی است که میتواند باعث عود و شدت یافتن بیماری شود.

به همین دلیل بسیاری از خانواده ها پس از ازدواج فرزندشان که دچار بیماری روانپزشکی است با نتایج عکس آن چیزی که توقع داشتند مواجه میشوند.

برای گرفتن تصمیم به ازدواج فرزند بیمار خود به سوالات زیر جواب دهید:

  1. آیا خود بیمار تمایل به ازدواج دارد یا خیر؟

اگر پاسخ خیر است به ازدواج وی اصرار نداشته باشید.

اگر پاسخ بیمار بلی است، در این صورت:

  1. علت تمایل وی به ازدواج تشکیل خانواده و بچه دار شدن است یا ارضاء میل جنسی؟
  1. اگر نیت اصلی بیمار ارضاء تمایلات جنسی است، بهتر است از روش هایی که به ازدواج دائم ختم نمی گردد استفاده نمود.
  2. اگر نیت اصلی بیمار تشکیل خانواده و داشتن فرزند در کنار ارضاء تمایلات جنسی است، در این صورت برای ازدواج دائم میبایست آماده شد.

برای ازدواج دائم بهتر است به نکات زیر توجه نمود:

  1. برای انتخاب همسر میبایست توقع خود را از نظر موقعیت اجتماعی وی کمتر نمود
  1. همسر آینده بیمار نقش همسر و تا حدی مراقبت از بیمار را در زندگی مشترک آینده میبایست بازی نماید
  2. برای داشتن فرزند تعجیل نباید کرد
  3. از پنهان کردن بیماری فرزند خود در برابر همسر آینده اکیدا خودداری نمایید. در برخی موارد برای اجتناب از بر هم خوردن ازدواج ممکن است خانواده بیماری بیمار را پیش از ازدواج پنهان نمایند که این کار عواقب شرعی و قانونی در پی دارد و خود فشار روانی بسیار زیادی را برای بیمار به همراه خواهد داشت.
  4. به همسر آینده بیمار تا حد امکان بیماری فرزند خود را توضیح دهید و در صورت لزوم با ملاقات پزشک معالج بیمار میتوان توضیحات لازم را به طرف مقابل ارایه نمود.

هدف از این توضیح ایجاد نگرانی و وحشت در دل خانواده همسر احتمالی نیست بلکه ایجاد آگاهی لازم و اتخاذ تصمیم آگاهانه است تا پس از ازدواج با مشکلات و اختلافات کمتری مواجه گردند.

  1. خانواده بیمار بهتر است بداند منظور از ازدواج سپردن بیمار به همسر آینده و رفع مسئولیت از خود نیست چرا که زندگی مشترک با یک فرد دیگر علی الخصوص در صورت داشتن فرزند با مسوولیت هایی همراه است که بیمار از عهده آنها به تنهایی بر نخواهد آمد و نیاز به کمک بیشتری خواهد داشت.
  1. پس از ازدواج نیاز بیمار به حمایت خانواده بیش از زمان مجردی وی خواهد بود. توجه به این مطلب به خانواده در تصمیم آگاهانه به ازدواج کمک می کند
  2. پس از ازدواج داروی بیمار قطع نخواهد شد. در دورانی که صحبت از ازدواج و انجام مراسم مربوطه است حتی بهتر است با وجود اینکه بیماری عود نکرده و تشدید نیافته، کمی مقدار دارو افزایش یابد. علت افزایش دارو این است که ازدواج برای بسیاری از افراد سالم و یا مبتلا به بیماری روانپزشکی منبع استرس و فشار روانی است. این فشار روانی میتواند باعث عود بیماری و تشدید حداقل خفیف علایم بیماری گردد. پس هدف از افزایش مقدار دارو در این مرحله در واقع پیشگیری است هرچند که بیمار نیاز به مقدار اضافی دارو ندارد.

آیا میتوان با بیمار دو قطبی زندگی کرد-آیابیماران دوقطبی میتوانند ازدواج کنند

شما از بیماری دوقطبی و ازدواج چیزی می دانید؟ مکالمه خانمی را بشنوید که در تماس با مشاوره ازدواج می گوید: ” حدود یک سال است که ازدواج کردم ، بعد از دو ماه متوجه شدم همسرم دچار بیماری دوقطبی است. همسرم به من هیچ حسی ندارد فقط وقتی غریزه جنسی به او فشار میارورد و ایشان به من نزدیک می شوند، البته بدون اینکه احساسی به من داشته باشند “

“ازدواج با همه منافع و فواید آن، با استرس و فشار روانی حتی برای هر زن و مرد سالم از نظر روانی همراه است.”

آیا بیماری دوقطبی روی اخلاق و زندگی خیلی تاثیر دارد؟ با ما همراه باشید تا با بیماری دوقطبی و ازدواج بیشتر آشنا بشید.

بیماری دوقطبی چیست؟

بیماری دوقطبی یا به عبارتی شیدایی – افسردگی ، یک بیماری است که در آن خلق افراد دچار تغییرات اساسی می شود. این اختلال صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوایل دوره بزرگسالی در فرد ظاهر می‌شود. این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دوقطبی نوع دو است. تفاوت این دو اختلال در وجود دوره شیدایی است. در نوع یک این حالت (شیدایی کامل) اتفاق می‌افتد ولی در نوع دو فرم خفیف‌تری از آن که نیمه‌شیدایی است، بروز می‌کند. شروع بیماری معمولا با دوره‌ای از افسردگی شروع می‌شود و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بارز می‌شود. در تعداد کمتری از بیماران شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه-شیدایی است.

ویژگی های اصلی اختلال دو قطبی یا افسردگی –شیدائی

سه مرحله اصلی در افراد مبتلا:

مرحله خلق افسرده: احساس شدید افسردگی

مرحله خلق شیدا: احساس شادمانی بسیار و ناامیدی

مرحله خلق مختلط: به عنوان مثال خلق افسرده همراه با بیقراری و فعالیت بیش از اندازه ناشی از شیدائی.

ویژگی عمده:

*دارای تغییرات و بالا و پایین در اخلاق ، هیجان و حالت افسردگی

* فرد حالت بسیار پرانرژی پیدا می‌کند اما هوشیاری خود به واقعیت را از دست نمی‌دهد.

* ناتوانی در انجام کارها و داشتن کارهای نیمه‌تمام

*این افراد معمولاً از یک کار به سمت کار دیگر می پرند.

*در حالت افسردگی در انرژی خود ، اشتها، خواب و تمرکز مشکل دارند.

*تند حرف می زنند. حرف زدن زورکی یکی از متداولترین نشانه‌های اختلال دوقطبی است

* معمولاً از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرند.

* ناتوانایی برای انجام کارهایشان و همکاری با همکارانشان. مشکل در تمام کردن کارها

* خوابیدن بیش از اندازه و سایر مشکلات روحی و رفتاری.

* دمدمی مزاجی. درفاز هیجان ، دچار اعتمادبه‌نفس زیادمی‌شوند.

*همه چیز به نظرشان خوب می‌رسد.

*بی‌بندو‌باری و رفتارهای جنسی نامتعارف

*در فاز شیدایی و هیجان به اندازه کافی نمی‌خوابند اما هیچوقت احساس خستگی نمی‌کنند.

*افراد تصور می‌کنند که ذهنشان در حال مسابقه است و قادر به کنترل آن نیستند و نمی‌توانند افکارشان را کندتر کنند.

میزان ابتلا به اختلال دو قطبی

طبق یک آمار غیر رسمی، حدود یک نفر از هر ۱۰۰ بزرگسال در طول زندگی خود دچار این اختلال می‌گردد. معمولا این اختلالات بعد از سنین نوجوانی اتفاق می‌افتد. به طور کلی در سنین بالاتر از ۴۰ سال این اختلالات غیر معمول است. به طور کلی ، مردان و زنان به یک اندازه در معرض ابتلا به این اختلالات قرار دارند.

بیماری دوقطبی و ازدواج

در مورد ازدواج بیمار مبتلا به بیماری شدید روانپزشکی مانند اسکیزوفرنیا و بیماری دو قطبی نظرات و مختلفی وجود دارد در بیماری دو قطبی شیوه برقرار کردن و فکر کردن فرد چه نامزد باشد چه خواستگار، خشک و بی روح است و در نهایت روابط را خراب می کند. این رفتارها باعث می شوند شخص نتواند در جامعه ، در خانواده ، ارزش و چهره خوبی در روابطش داشته باشد.

اشتباهات رایج در رابطه با افراد دچار بیماری دوقطبی

*ازدواج باعث بهبودی انها می شود.

* رفع نیاز جنسی . آمیزش جنسی با آنها باعث بهبودی می شود.

* تنها ازدواج بیماری را خوب می‌کند

*عدم آموزش لازم و کافی به همسر آینده فرد توسط روانپزشک پیش از ازدواج

*خانواده‌ها شدت علائم را نسبت به خود بیمار ، کمتر جلوه می‌دهند و ممکن است اطلاعات درستی را ارائه ندهند.

“با ازدواج و ارضاء نیاز جنسی، بیماری دوقطبی فروکشی نمی کند.”

درمان بیماری دوقطبی

برای جلوگیری از پیشرفت حالت افسردگی – شیدایی، در اغلب موارد درمان دارویی نیاز است. هدف درمان تثبیت خلق و درمان دوره های افسردگی و شیدایی است.

*درمان دارویی

چندین نوع تثبیت کننده وجود دارد که اغلب نیز برای درمان صرع به کار می‌روند. اما در بین آنها لیتیوم(که نوعی نمک معدنی است) موثرترین آنهاست.لیتیوم به مدت پنجاه سال است که به عنوان تثبیت کننده حالت خلقی به کار می‌رود. اما چگونگی عملکرد آن هنوز مشخص نیست. از لیتیوم برای درمان هردونوع افسردگی و شیدایی استفاده می‌شود.

نکته اول:

درمان با لیتیوم باید توسط روانپزشک شروع شود.تعیین مقدار دقیق لیتیوم در بدن لازم است. مقدار کم آن بی اثر و مقدار زیاد آن سمی است. بناباین شما باید به طور مرتب در چند هفته اول آزمایش خون دهید تا مطمین شوید که از مقدار مناسبی استفاده می‌کنید. با ثابت شدن مقدار دارو پزشک شما می‌تواند لیتیوم را همراه با آزمایش خون منظم برای شما تجویز کند.

نکته دوم:

آب بسیار بنوشید. چایی و قهوه کمتر مصرف کنید.

*روشهای درمانی در مشاوره روانشناسی

برای درمان در بین دوره های شیدایی یا افسردگی، و مدت زمان آنها تقریبا ۱۶ جلسه یک ساعته به مدت ۶ تا ۹ ماه. برخی از روش ها عبارتند از :

۱-تربیت روانی و اطلاعات بیشتر در مورد این اختلال.

۲- تحت نظر داشتن حالت روحی

۴- کمک کردن برای جلوگیری از تغییر حالت روحی به شیدایی یا افسردگی کامل

۵-کمک برای افزایش مهارتهای سازگاری

۶- شناخت و رفتار درمانی(CBT) برای افسردگی.

فاز افسردگی افراد مبتلا چگونه است؟

*امکان افکار خودکشی در بیمار وجود دارد

* امکان درمان بصورت سرپایی وجود دارد.

* وظیفه اصلی خانواده کمک به بیمار در زمینه مصرف منظم داروها و مراجعه منظم به روانپزشک است.

*اگر بیمار قصد خودکشی دارد خانواده باید خیلی سریع و خارج ازنوبت او را پیش درمانگر ببرند.

علائم شیدایی

*علائم شیدایی را خانواده و نزدیکان فرد می بینند.

*این افراد نسبت به بیماری خود بینشی ندارند و خود را بیمار نمی‌دانند.

*خانواده ممکن است به اشتباه ، افزایش انرژی و شادی بیماران مثبت ارزیابی کنند

*فرد ممکن است به سمت افکار هذیانی با محتوای بزرگ‌منشی برود.

*فرد ممکن است ابراز کند که توانایی بیش از معمول دارد و قادر به تغییرات جدی در جهان است

* ممکن است مدعی شود که به قدرت‌های ماورایی وابسته است.

*نقش خانواده در شناخت زودهنگام علائم و بردن سریع بیمار برای ویزیت روانپزشکی بسیار مهم است

*تشخیص و درمان فاز شیدایی باید صرفا توسط روانپزشک انجام شود

*تاخیر در درمان می‌تواند عوارض جدی به بار بیاورد.

*فاز شیدایی علائم بیمار می‌تواند با آسیب‌های شدید و ماندگار همراه باشد

*ولخرجی افراد می‌تواند به هدر رفتن تمامی پس‌انداز چند ساله انها منجر شود.

*حدود دو تا سه هفته معمولا طول می‌کشد که با درمان دقیق و مناسب دارویی بیمار بهبودی مناسبی پیدا کند. اگر در طول درمان دارویی اگر فرد تحت کنترل مناسب نباشد ممکن است پیش از بهبودی، دچار همان عوارض ماندگار شود

*خانواده ها پیشنهاد بستری شدن را بپذیرند

*پس از درمان فاز شیدایی به مدت چند هفته فرد بهبود می‌یابد.در پس از درمان فاز شیدایی ، خانواده ممکن است به اشتباه وجود بیماری را انکار کنند

*اثر عوامل جسمی و تغییرات مغز در این اختلال بسیار پر‌رنگ‌تر از مشکلات روان‌شناختی است.

*مهم‌ترین نقش خانواده را کمک به فرد در مصرف منظم داروها است

اختلال شخصیت در ازدواج

وجود بیماری های شخصیتی در ازدواج یکی از پیچیده ترین معضلات است و موضوعی است که بسیار قابل بحث است و درصد بالایی از جامعه درگیر آن هستند ولی اکثر افراد به هیچ عنوان قبول نمی کنند و سعی در پوشاندن این مشکل چه دانسته و چه ندانسته در خود هستند.برای آگاهی بیشتر در مورد انواع شخصیت ها و ویژگی های آنها به صفحه تیپ های شخصیتی مراجعه کنید.

پس بهتر است در ازدواج ، با اختلالات مختلف آشنا تا هم اگر خودمان دچار هستیم زودتر دست به کار شویم، و اگر فردی که او را برای ازدواج انتخاب کرده ایم به یک یا چند شخصیت مبتلا است، به او کمک کنیم تا خود را بهتر بشناسد. برای ازدواج باید از سطح لایه های پر زرق و برق ظاهری (مثل ظاهر زیبا، تیپ خوب، موقعیت اجتماعی، وضعیت مالی خوب، مدرک تحصیلی بالا، خانه و اتومبیل و دیگر امکانات چشم نواز که هر کدام در حد خود برای رضایت و رفاه زندگی اهمیت دارند)، عبور کرد و به درون پنهان فرد مقابل بروید تا اگر نشانه هایی از بیماری دو قطبی وجود دارد برای آن فکری کنید تا کار از کار نگذرد.

اختلالات شخصیت ریشه اش در دوران کودکی است و تمام اتفاقات بدو تولد تا ۷ سالگی تأثیر مهمی بر روی ادامه ی روند زندگی فرد دارد، پس هیچ گاه از کودکی تا ۷ سالگی افراد را فراموش نکنید .

برای تشخیص اختلال شخصیت در ازدواج چندین راه وجود دارد.

۱- بررسی زندگی گذشته فرد به خصوص پی بردن به سبک تربیت کودک او

۲- برقراری ارتباط طولانی مدت و شناخت عمیق تر.

۳- آگاه بودن از انواع اختلال شخصیت.

۴- ارزیابی نوع اختلال به طور صادقانه و دور از سوگیری.

 ازدواج با  کسانیکه دارای بیماری روحی هستند

انتخاب همسر، انتخابی مادام العمر است و با این انتخاب قرار است مرد و زن مدتی طولانی در کنار هم بمانند. در کنار هم ماندن، منوط به شرایطی است که یکی از آنها داشتن سلامت روان دوطرف است…

حالا اگر فردی دچار اختلال های روانی بود، حق ازدواج دارد یا نه؟ و اگر حق ازدواج دارد چه مشکل هایی پیش روی او و همسرش وجود خواهد داشت؟

در عقدنامه بندی وجود دارد که در آن اشاره شده چنانچه یکی از طرفین به بیماری صعب العلاجی مبتلا باشد و آن را پنهان کند و این مساله به وسیله مراجع ذی صلاح و روان شناسان تایید شود، طلاق راحت و بدون هیچ قید و شرطی امکان پذیر است ولی جدایی همیشه تبعاتی دارد پس با کمی آگاهی و دقت در انتخاب، می توان یا مانع از چنین ازدواجی شد یا به کمک پزشکان و مشاوران، آن را در مسیر درستی هدایت کرد بنابراین لازم است همه افراد قبل از ازدواج از نظر روانی بررسی شوند.

بیماری های روان شناختی به چند گروه طبقه بندی می شوند. اصولا اختلال های شخصیتی، غیرقابل?درمان یا کمتر قابل درمان اند و تا پایان عمر با فرد باقی می مانند. بیماری های اسکیزوفرنی، پارانویا، دوقطبی، شخصیت های مرزی و… جزو اختلال هایی هستند که مبتلایان به آنها حتما باید مداوم تحت نظر روان پزشک باشند زیرا هرگز بهبود نمی یابند اما برخی دیگر از اختلال های روانی گذرا و قابل درمان هستند؛ مثل اختلال های افسردگی، اضطرابی، وسواسی و… تفاوت این اختلال ها با گروه اول در این است که مبتلایان به آنها معمولا آزاری برای دیگران ندارند و در روند زندگی اختلال چندانی ایجاد نمی کنند و با درمان، بیماری کنترل می شود البته در دسته دوم نیز باید به شدت علایم بیماری توجه داشت.

● پیامدهای ازدواج با مبتلایان به گروه اول بیماری های اعصاب و روان

متاسفانه برخی خانواده ها با اینکه به بیماری فرزندانشان واقف هستند، آن را پنهان می کنند تا شاید با ازدواج، فرزندشان بهبود یابد اما این تصور کاملا غلط است. ازدواج حتی در شرایطی که همه چیز طبق روال عادی باشد، دغدغه های خاص خود را دارد، چه رسد به اینکه اختلال روانی یکی از طرفین بر آن افزوده شود. این مساله موضوع را بسیار بغرنج تر خواهدکرد. فرض کنید پسر یا دختر مبتلا به اختلال دوقطبی است و در اوج شادی و لذت، ناگهان گریه می کند. این تغییر خلق غیرعادی و ناگهانی باعث تعجب همسر و اطرافیان می شود و همه آن را غیرعادی تلقی می کنند. گاهی خانواده اسکیزوفرنی، پارانویا، توهم و هذیان یا وسواس آسیب و گزند را یک اختلال ساده می پندارند و هنگام ازدواج آن را لاپوشانی می کنند. حتی خود عروس یا داماد نیز به دلیل عشق و علاقه ابتدای آشنایی از این مشکل چشم پوشی می کنند و سیاست صبر و تحمل را در پیش می گیرد. مثال دیگر درباره شک و تردید مرد یا زن است. مثلا وقتی مردی همسرش را بیش از حد کنترل می کند، شاید این کار در ابتدای امر به دوست داشتن زیاد تلقی شود ولی در درازمدت مشکل های عدیده ای به وجود می آورد. با چنین بیمارانی زندگی کردن کاری بس دشوار است و بیشتر اوقات تبعات سنگینی دارد. ازدواج این گروه بیماران، صحیح نیست زیرا ظرفیت تحمل انسان ها با گذشت زمان و عادی شدن ارتباط، کمتر می شود و میزان عشق و خواستن فعلی، در آینده ای نه چندان دور تغییر خواهدکرد. از سوی دیگر، رفتار چنین بیمارانی کاملا غیرقابل پیش بینی است و ممکن است گرفتاری های بسیاری ایجاد شود. ازدواج با این بیماران اصلا پیشنهاد نمی شود مگر در مواقعی خاص که بیماری کاملا مهار و قابل کنترل باشد و خود بیمار بپذیرد هر چند وقت یکبار به پزشک مراجعه و همکاری کند. البته همسر نیز باید کاملا از این مساله آگاه و در روند درمان سهیم باشد.

● پیامدهای ازدواج با مبتلایان به گروه دوم بیماری های اعصاب و روان

گروه دوم دچار اختلال های ساده و گذرا هستند. اختلال افسردگی که امروزه از آن به عنوان سرماخوردگی روانی نیز یاد می شود، موانع چندانی در زندگی پدید نمی آورد. یک فرد افسرده خلق پایینی دارد که با مصرف دارو یا تغییر بعضی شرایط می توان آن را درمان کرد. اختلال های وسواسی و اضطرابی نیز مانند افسردگی جزو موانع ازدواج نیستند ولی قابل تعمق و تفکراند. شاید زندگی با یک فرد وسواسی، دشوارتر از زندگی با یک بیمار افسرده باشد.

این گروه از افراد می توانند ازدواج کنند ولی باید نوع بیماری، شدت آن و مدت زمان ابتلا مشخص شود. زندگی با یک فرد دچار وسواس فکری و عملی با زندگی با یک فرد مبتلا به وسواس شک و تردید کاملا متفاوت است بنابراین قبل ازدواج حتما باید همه شرایط بررسی شوند و زوج در مورد این موضوع آگاهی داشته باشند که بیماری های روان شناختی ممکن است از طریق ارث به فرزندان منتقل شود. اختلال های روانی افراد در جلسه های مشاوره قبل ازدواج به راحتی قابل شناسایی است. روان شناس هرگز از لحاظ قانونی، شرعی، اخلاقی و روان شناختی نمی تواند کسی را از ازدواج منع کند و تنها کاری که انجام می دهد آگاهی دادن به طرفین است تا مشکل ها را بشناسند و در مسیری درست گام بردارند. حتی گاهی افراد مشکل های شخصیتی پنهان دارند و تست های روان شناختی این مشکل ها را نشان می دهد.

● پیامدهای ازدواج با مبتلایان به بیماری های جنسی

افرادی که دچار مشکل های جنسی هستند هم حق ازدواج دارند. مشکل های جنسی به شکل سردمزاجی و… است. البته بیماران ترانس که از هویت خود ناراضی هستند، قادر به ازدواج نیستند ولی بقیه ممنوعیتی ندارند اما آنها نیز بعد از ورود به زندگی مشترک دچار مشکل خواهندشد. افراد سردمزاج ممکن است بعد از ازدواج اصلا رابطه زناشویی برقرار نکنند. چنین وصلت هایی بدون رضایتمندی خواهد بود. افرادی با این مشکلات حق تشکیل خانواده دارند ولی قبل از اقدام به این کار باید درمان شوند. زندگی با این گروه دشواری های روانی، رفتاری، هیجانی و عاطفی زیادی دارد که ایستایی در زندگی به وجود می آورد و خواه ناخواه به درگیری می انجامد و دوام زندگی را به مخاطره می اندازد. غیر از بیماران ترانس سایر اختلال های جنسی قابل درمان است.

 گردآوری و بازنشر : خاتون آنلاین

منابع:halyzendegy.com / guilanps.com /andishesr.com

مطالب مرتبط:

تغییر اخلاق دختران در زمان پریود بودن بعد ازدواج برطرف میشود؟

ملاک های مهم برای انتخاب همسر + ملاک های ازدواج

دانستنی های ازدواج فامیلی و ضرورت مشاوره پزشکی قبل از ازدواج‌

تفکرات تاخیرانداز در ازدواج

آموزش حد و مرز آشنایی پیش از ازدواج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *