علت تمایل پسرهای سن بالا برای ازدواج با دختران کم سن چیست

علت تمایل پسرهای سن بالا برای ازدواج با دختران کم سن چیست

علت تمایل پسرهای سن بالا برای ازدواج با دختران کم سن چیست

سلام

موضوعی که خیلی ذهن و فکر من رو مشغول کرده اینه که چرا مثلا یه آقای ۳۴ ساله  که دخترهای مناسبی تو رنج ۳۰ تا ۳۲ سال در اطرافش هستند باید بره

خواستگاری یه دختر ۲۴ ساله؟

نمونه های زیادی رو در اطرافم دیدم که واقعا متاسف شدم .میخوام بدونم این کار چه دلیلی داره مگه نمیگن تو ازدواج آدما باید با هم سنخیت داشته باشن خوب قطعا یه مرد و زن تو یه رنج سنی بهتر همدیگه رو درک میکنن.متاسفانه این موارد رو خیلی من شاهد هستم و باید اقرار کنم خیلی دلم میشکنه وقتی میبینم فردی که از نظر سنی با هام متناسبه از دختری خیلی کوچکتر از من خواستگاری میکنه

 علت تمایل پسرهای سن بالا برای ازدواج با دختران کم سن چیست

سلام

مخاطب سوالم دخترها و خانم ها هستند اما هر کی نظر داره نظرش رو بفرماید. یه موردی که تو نظرات توسط یه دوست مطرح شده بود برام جالب بود و اینجا به  بحث میذارم.

الان شاهد هستیم که دخترای مجرد شاکی هستن که چرا پسرای حدود 30 ساله میرن دخترای کم سن و سال رو میگیرن و هم سن های خودشون رو نمیگیرن.

خانوما چه مجرد چه متاهل حرف خیلی هاشون اینه که چرا پسرا واسه خاستگاری میرن سراغ دخترای کم سن و خیلی خوشگل و آنچنانی و چرا نمیان سراغ دخترای هم سن خودشون؟

حالا سوال من اینه که دخترای مجردی که پسرای خواستگار با امکانات کم، دانشجو،بدون حقوق بالا، بدون فوق لیسانس و دکترا رو رد میکنن و باعث میشن پسرا تا سن 28 29 30 و حتی بالاتر زیر فشار سنگین جنسی زجر بکشن، حالا چطور توقع دارن پسرا  ( که به خاطر توقع بالای دخترا سال ها زجر کشیدن ) حالا که به شرایط مناسب رسیدن کار مناسب و ماشین و خونه دارن بیان خاستگاری دخترایی که تو زمان سختی اونا رو قبول نکردن؟!!!

خب حالا که به شرایط مناسب رسیده دیگه و سالها فشار و درد رو تحمل کرده چرا باید بیاد خاستگاری دختری که تو دوران سختی پسرا ، به خیلی هاشون جواب رد داده و حالا که سنش رفته بالا احتمالا توقعش اومده پایین ؟

علت تمایل پسرهای سن بالا برای ازدواج با دختران کم سن چیست

مردانی که دنبال دختر «کم سن و سال» می گردند!

علی ۳۴ ساله بود که تصمیم به ازدواج گرفت. مادرش به اطرافیان سپرده بود دخترهای دم بخت فامیل را به او معرفی کنند تا برای پسرش آستین بالا بزند. اما علی هر کدام را به بهانه‌ای رد می‌کرد؛ یکی از علی بزرگ‌تر بود، دیگری ۲ سال از علی کم سن‌تر بود، دختر بعدی ۲۰ ساله بود و پختگی مورد نظر علی را نداشت و…

به گزارش تبیان، برای علی ۳۴ ساله، معیار انتخاب همسر درست‌‌ همان چیزی بود که در ۲۵سالگی می‌خواست: دختری که در اواسط دهه بیست باشد و از نظر ذهنی بتواند او را درک کند. نمونه علی در دور و اطراف ما کم نیست. پسرهایی که رقم سن خود را فراموش کرده‌اند و حتی اگر ۴۰ سالشان بشود، باز هم به دنبال همسری زیر ۳۰سال می‌گردند.

چرا دختران کم سن؟

جامعه‌شناسان می‌گویند هرقدر یک جامعه توسعه یافته‌تر باشد، فاصله سنی بین زوج‌ها کمتر می‌شود. برعکس در جوامع سنتی یا توسعه نیافته، دلایل دیگری برای فاصله سنی زیاد زن و مرد و انتخاب دختر کم سن و سال وجود دارد:

دختران کم سن شاداب ترند

در دنیای امروز معیارهای سنی تفاوت زیادی با گذشته کرده است. دختر ۳۰ساله امروز هنوز در ابتدای راه زندگی قرار دارد و آینده‌ای پر از احتمالات مختلف پیش روی خود می‌بیند. به نسبت زنان ۳۰ ساله نسل قبل از خود شاداب‌تر، پرانرژی‌تر و سالم‌تر است و تجربه‌های بسیار بیشتری از زنان نسل‌های قبل از خود کسب کرده. تحصیلات بیشتری دارد، وارد اجتماع شده و پختگی و جوانی را همزمان تجربه می‌کند.

برای دخترانی در دهه سوم یا چهارم زندگی، آینده تصویری بسیار متفاوت از مادرانشان دارد. بنابراین، دختران امروزی با وجود سن بالا‌تر، همچنان شادابی و تحرک و تازگی خود را حفظ کرده‌اند.

شانس بچه دار شدن

در گذشته، سن باروری دختران معیار انتخاب آن‌ها برای همسری بود. در آن زمان زنی در سال‌های آخر دهه بیست کم‌کم قدرت باروری‌اش کاهش می‌یافت اما با پیشرفت‌های پزشکی امروز و تغییر سبک زندگی، زنان می‌توانند تا اوایل دهه چهل زندگیشان قدرت باروریشان را حفظ کنند. از این گذشته، با راه افتادن امکانات بِروزی مثل بانک تخمک، زنان می‌توانند در جوانی تخمک‌های با کیفیت خود را به این بانک بسپارند تا اگر در سنین بالا‌تر ازدواج کردند، برای بچه‌دار شدن نگرانی نداشته باشند.

شکل‌پذیری شخصیتی

شاید امروز کمتر با این تفکر سنتی مواجه باشید اما هنوز هم در بخش‌هایی از جامعه هستند کسانی که معتقدند ازدواج با دختر کم سن و سال یعنی داشتن شانس تربیت همسر. برای این افراد ازدواج تعامل بالغانه دو فرد بزرگسال نیست. بلکه ارتباط پدر فرزندی و ارباب رعیتی مردی با زنی است که قرار است فرمانپذیر و تحت سلطه او باشد.
واقعیت ازدواج این است که باید چهارچوب‌های آن بر اساس مشارکت، عشق و تعامل بالغانه شکل بگیرد. هرگاه یکی از این عناصر جابجا، حذف یا نامتعادل شود تعادل ازدواج بهم می‌خورد و رابطه آزاردهنده می‌شود. تلاش برای تربیت کردن یک فرد یا تغییر دادن او، به معنی صرف انرژی دائم برای کنترل کردن او است؛ و البته هیچ کس ازدواج نمی‌کند تا دائم مراقب همسرش باشد. این طور نیست؟

مشکلات ازدواج با فاصله سنی زیاد

مردان امروزی کمتر خواهان زنی سلطه‌پذیر و وابسته هستند. استقلال داشتن زن در زمینه‌های فکری و اجتماعی معیار پسران جوان امروز است. زنان هم به لطف تحصیلات بیشتر و تربیت متفاوت از گذشته، خواهان این استقلالند. بنابراین، ازدواج امروزی، ازدواج دو فرد عاقل، بالغ، مستقل و توانمند است که قرار است با تکیه به توانایی‌های یکدیگر قایق زندگیشان را هدایت کنند.

ازدواج مردی ۳۳-۳۴ ساله با دختری ۲۱-۲۲ ساله، مانع ایجاد رابطه‌ای متقابل می‌شود. در این ازدواج، دختر در ابتدای مسیری قرار دارد که هنوز آن را نپیموده، شناخت کافی از خودش ندارد، در اوج تغییر و تحولات شخصیتی قرار دارد و ممکن است در ادامه زندگی مسیر دیگری را برای خود برگزیند. این در حالی است که پسری در دهه چهارم زندگی، به ثبات نسبی شخصیتی رسیده. تکلیفش را با زندگی می‌داند و از اینکه قرار است چه کار کند و چه مسیری را ادامه دهد آگاه است.

در واقع نکته مهم در اختلاف سنی و ازدواج، «رده سنی» همسران است. دو کودک ۵ و ۱۲ ساله را در نظر بگیرید. فکر می‌کنید این دو کودک می‌توانند دوست یا همبازی خوبی برای یکدیگر باشند؟ کودک ۵ساله هنوز از درک خیلی از مسایل عاجز است. توانایی استقلال در برخی امور شخصی‌اش را ندارد. نیازمند مراقبت است و خواندن و نوشتن نمی‌داند. اما برای کودکی ۱۲ساله که کلاس ششم ابتدایی است، دنیا شکل و شمایل دیگری دارد. او تا حدودی مستقل است، می‌تواند ارتباط کامل‌تری با پدر و مادرش برقرار کند، مهارت‌های مطالعه و آموختن دارد و این یعنی وارد دنیای بزرگی از آگاه شده و…

این دو کودک اگرچه فقط ۷سال تفاوت سنی دارند اما در دو مقطع متفاوت از زندگیشان هستند. درباره ازدواج هم همین طور است.

ازدواج زن و مردی که در دو مقطع متفاوت از زندگی باشند، اشتباه بزرگی است که نتیجه‌ای جز عدم تفاهم و سرعت حرکت نابرابر نخواهد داشت. هر دو طرف در چنین رابطه‌ای آزار می‌بینند و احساس می‌کنند به قدر کافی از طرف همسرشان درک و همراهی نمی‌شوند.

همیشه جوان نیستید

امروز که جوانید شاید بتوانید با یکدیگر منطبق شوید، کنار بیایید و ملاحظه همدیگر را بکنید. اما این وضعیت دوام زیادی نخواهد داشت. در ۵سال، ۱۰ سال یا ۱۵سال آینده، مشکلات خودشان را نشان می‌دهند. رده سنی شما تغییر می‌کند و در حالی که مرد در دهه پختگی و افتادگی قرار دارد، زن هنوز شادابی آخرین سال‌های جوانی‌اش را تجربه می‌کند. این فاصله کم کم بر روابط شما اثر می‌گذارد.

زن احساس می‌کند بار زندگی روی دوش او افتاده، تنهاست و مرد حال و حوصله سابق را ندارد. در عوض، مرد احساس می‌کند زن توقعات زیادی از او دارد و زیادی شاد و پرانرژی است. به ثبات کافی نرسیده و حوصله مرد را سر می‌برد.

به همین نسبت، افت توان جنسی مرد و عدم تناسبش با توان جنسی زن اتفاق می‌افتد. زن‌ها در دهه ۳۰ و ۴۰ زندگیشان پرشور‌تر از مردان در همین سنین هستند. مردانی که به دهه ۵۰ و ۶۰ سنیشان می‌رسند، افت عملکرد جنسی پیدا می‌کنند ولی این اتفاق در زنان نمی‌افتد. نارضایتی جنسی زن و سردی روابط زن و مرد در سنین می‌انسالی آفت دیگری است که ازدواج‌هایی با فاصله سنی نامتعارف را تهدید می‌کند.

در نظر داشته باشید این جمله رایج که «سن فقط یک عدد است»، به هیچ وجه درست نیست. سن، نماینده مجموعه‌ای از روحیات، شرایط جسمی و تجربه‌های اندوخته فرد است و نمی‌توان بی‌توجه به آن همنشین همیشگی زندگی را انتخاب کرد.

2 comments

  1. از بس احمق تشریف دارن

  2. سلام
    نکته اول اینکه این موضوع امری نسبی است و به هیچ وجه برای تمامی طیف ها قابل بسط نمی باشد، به نظر میرسد نویسنده محترم جدا از داشتن زمینه ای فکری از رویکردهای فمینیستی بیشتر در جهت اثبات نوعی از تفکر نو از نوع وارداتی که امروز در جامعه ساری بوده، می باشد
    جامعه سنتی کشور پیش از این برای سالیان سال ابن نوع از ازدواج را تجربه کرده و اتفاقا با بررسی آماری آن متوجه خواهید شد که نتایج حاصله رضایت بخش نیز بوده است.
    نکته ای که بلید مدنظر قرار بگیرد این است که امر ازدواج نه مانع علم آموزی و ادامه تحصییل و به تبع آن توفیقات شغلی و شخصیتی نمی شود بلکه سبب می شود افراد قدم های خود را برای زندگی آگاهانه انتخاب کنند و درگیر بعضا هیجانات دوران مجردی نشوند.
    مورد بعد این است که خانم ها به لحاظ ذهنی نسبت به آقایان زودتر به بلوغ فکری رسیده و لذا قدرت تحلیل مسایل برای آنها در سنین پایین ممکن تر خواهد بود.
    توصیه آخر بنده این است که آقایان می توانند با همین معیار های سنی گذشته (دوران پس از خدمت یا اواسط دوران دانشگاه) و خانم ها نیز با همین حدود سنی و یا حتی پایین تر با توجه به مواردی که قبلا ذکر کاملا آمادگی ازدواج را خواهند داشت.البته ذکر این نکته ضروری است که امروز مسایل شغلی و در آمدی ناخوداگاه دلبلی عاقلانه برای اینکه آقایان کمی دیرتر به امر ازدواج اقدام می کنند.
    در انتها امیدوارم که خانم هایی که در سنین بالاتر قرار دارند با پایین آوردن توقعات ،تجربه یک زندگی جدید و لذت بخش را برای خود فراهم کنند. صحبت البته در ابن باب زیاد است ، اما چیزی که لازم به ذکر است این است که این موضوع نه تنها آنچنان که نویسنده محترم مورد مذمت قرار داده نیست بلکه تجربی ای شیرین برای زوجین می باشد تجربه ای که برای سده ها در خانواده های ایرانی ساری و جاری بوده است.
    با تشکر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *